تاریخ بویراحمد

  اجداد و نیاکان ما نژاد و سلسله مراتب و سیل بنیانی ما بودند و هستند،آنها خواسته و یا ناخواسته در دل حوادث تلخ و شیرین و فراز نشیبهای زندگی که دائما با آن دست به گریبان بودند و دائما جهت بقا حیات خود وخانواده مجبور بودند از چاله های چرخ گردون و سیل خشم روزگار دست و پنجه نرم کنند ،یاد این عزیزان حداقل کاریست در قبال ازخودگذشتگیهاشون...   پرندوار + نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 15:20  توسط پرندوار |  نظر بدهید   جنگ دستخرد مهرماه 1323 ش   از پیامدهای حمله به بویراحمدعلیا توسط عبداله خان و متحدانش حمله به ضرغام آباد، جنگ دستخرد و بردیان می باشد. اکثریت منطقه کهگیلویه قسمت بویراحمد به جبهه مقاومت و خسروخان پیوستند. از آقایی های کهگیلویه فقط خانواده آقاجونباز و ظهراب آقاکرم الهی و نرماب یهای طرفدار آقاشیروان با عبدال ه خان بودند . نیروهای تامردای به رهبری ملافریدون و ک یفتح اله در ضرغام آباد مستقر شدند. طرفین خودشان را آماده م یکردند و طبل جنگ م یکوبیدند. تا در نهایت در دستخرد، گردنه تولیان و ت لگپ نبردهای خونین به وقوع پیوست از جمله از طرفداران عبدال ه خان کی فتح اله بهادر و اما ناله بیرقدار که بوسیله گروه آقا محمد تقی خوبانی و آقافتح اله زنگوی کشته شدند، کاظم کارهزا تامرادی هم کشته شد . در هما ن زمان ملاقلندر انصاری و ملاعبدمحمد تامرادی اطراف کوشک، بقیه تفنگ چی های طرفداران عبداله خان که هفت نفر بنامهای جعفرقلی تامرادی، رحیم دلی، حاجی محمدخان پرندوار، رحمن شیخ رمو و محمدخان شیخ محمدجان و شیخ مندنی محمدعلی ممویی و درویش علی برادر رضاعلی نوکر که در حوالی کوشک مواظب و حامی تفنگ چی ها بودند. دسته آقامحمدتقی و زنگوای ی ها که در نزدیکی تلگپ دستخرد در حال استراحت و ناهار خوردن بودند به وسیله افراد فوق شناسایی م یشوند بدون اینکه تکان بخورند مورد تیراندازی و حمله قرار می گیرند که جمعاً چهار نفر به نامهای آقاایاز خشنودزاده، ملاعباسقلی رخشماه و خداخواست محمدجویی بابکانی، محمدعلی برادر کلبعلی بکش زنگوی کشته شدند. کانگه پادرگانی اولاد میرزاعلی که مردی جنگی بود و تا چند روز قبل از تفنگ چی های قلعه ضرغام آباد و طرفدار عبداله خان بود به نیروهای خسروخان پیوست و در جنگ دستخرد هم کشته شد. علاوه بر افرادی که نام بردم: خدابخش، کی علی ایزدپناه، کا باز علی اقبال فر، حاجی خداکرم دشت یپرور، کاجعفر دشتی مقدم، عل ی محمد مهنایی، عوض وعدل پهناور، کیامرث و امان اله پادرگانی اولاد میرزاعلی، کاایاز پورطهماسب، کاجعفر موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد سعادت، رشید محمدجوئی، حداد رزم گیر و کاموس بادلونی، ملافریدون و ملا اردشیر و ملااسفندیار بهادر، عبدرشید، غلامرضا، ملاامام قلی، غلا مشاه کارضا تامرادی، آقاجنگیر و آقانصراله و آقااحمد نرمابی، کی عزیز اله و کی فرج اله عزیزی و توابعشان، فرج اله و ظهراب خواجه سمیع، میرزایداله میرشرمت اله داورپناه، آلاکس کاعلیدادی و حسینقلی تامرادی، سرمست بکش زنگوایی، آقافاضل بهر ه بر و غیره در این جنگ حضور داشتند. آقابهرام و ملافریدون زنگوی که در حمله به بویراحمدعلیا متحد عبدال هخان بودند وقتی به ضرغام آباد رسیدند که کی فتح اله کشته شده بود. ملافریدون قصد داشت آن ها را بکشد ولی با اجازه عبداله خان کی عبدالرحیم آروین آ نها را مخفی کرد، به دستور کی نصیر چند نفر تامرادی آنها را تا نزدیکی دهدشت بدرقه کردند . کی نصیر از عبداله خان بخاطر حمله به بویراحمدعلیا فاصله گرفته بود ولی با کشته شدن برادرش جریان و مشور تهای قبلی در مورد عبدال هخان به هم خورد و در کنار او باقی ماند ولی بقیه کدخداها و طوایف بویراحمد به خسروخان پیوستند. به همین جهت کی نصیر بی بزرگ دختر سردار امجد بهبهانی را به عبدال هخان داد تا او تقویت شود اگر چنین ازدواجی صورت نمی گرفت عبداله خان کارش مشکل می شد. طرفداران جبهه مقاومت برای رسمیت بخشیدن به خانی خسروخان در فیلگاه دهدشت قلعه ای برای خسروخان احداث کردند از آن پس مرکز خانی خسروخان محسوب میشد تا زمانی که کشته شد. به دنبال حادثه خونین دستخرد طبق گفتۀ منابع محلی، کیامرث اولاد سیاه که او را پدر بویراحمد م یخواندند و از ندیمان عبداله خان بود شعرهایی از شاهنامه برای کی نصیر و ملاولی و دیگران نوشت و آ ن ها را تشویق کرد که به کمک عبداله خان بیایند. سپاه هست بسیار و سالار نیست به زنهار مرا خواستن عار نیست موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد لازم به یادآوری است طایفه آقایی در زمان خداکرم خان بزرگ بویراحمدی وارد کهگیلویه شدند و در دوران کریم خان نفوذ آنها بیشتر شد.   پرندوار + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 20:6  توسط پرندوار |  نظر بدهید   حمله به ضرغام آباد (مهرماه 1323 ش)   شکست عبداله خان و ملاولی و کی نصیر و متحدان آنها در بویراحمدعلیا باعث گردید که قلمرو و نفوذ او در مناطق کهگیلویه نادیده گرفته شود . جبهه مقاومت با همراهی و یاری دولت و ایلات همجوار و جمع وسیعی از سران بویراحمد از جمله : آقامحمدتقی و آقاکهیار خوبانی، آقاجهانگیر و آقانصراله نرمابی، کی علی ایزدپناه، موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد 290 آقابهرام زنگو ی، حاجی مختار دولتخواه، کی عزیزاله و کی فرج اله عزیزی، ملاغلام حسین سیاهپور، کی علی خان و کی ولی خان، آقاجلو رستگار، آقابیژن منصوری، کی آلاقلی جهانبازی، ملابهمن کریمی، مظفرخان آروئی، اسکندرخان چرامی، ملاعلی جفتا، کامحمدخان چترآذر، ملاسیف اله فروزان، ملامحمدعلی نیکبخت، ملاسیاوش باقری، ملاشیرزاد نگین تاجی، حاجی اسماعیل مظفری ، حاجی ماندنی جهان بین، حسینقلی خان رستم، منصورخان باشتی، اسکندر خان چرامی ، آقاسیف اله شجاعی ، آقارستم شهرخ پور و دیگران با طوایف متعدد خسروخان را در مقابل عبداله خان قرار دادند. خسروخان و آقامحمدتقی نام ه ای توسط شی خ خداکرم خادم ممویی برای کی عبدالرحیم آروین که مسئولیت قلعه ضرغا م آباد را به عهده داشت ارسال داشتند و در نامه قید شده بود، که چون قلعه مال پدرم است باید قل عه را به ما تحویل بدهید. کی عبدالرحیم جواب داد، اگر عبداله خان نیامد ما قلعه را به شما می دهیم ولی اگر آمد مال خودش است . در آن زمان تفنگ چی های قلعه کی عبدالرحیم و ک یاسفندیار آروین، حاج محمدخان پرندوار و ملاجهانبخش پرندوار، ملا بهمن پرور، شیخ جونباز ممویی، کانگه پادرگانی و حسینقلی فرزند خلیل اولاد میرزاعلی، کی محمدشریف پناهی، کی عیوض و... بودند، به محض جواب نامه حمله به قلعه ضرغام آباد به وسیله آقامحمدتقی خوبانی، آقااحمد و آقاجهانگیر نرمابی، کی علی ایزدپناه، آقافتح اله زنگوی، ملاعلی جفتا و رضا خون یها در سر شب شر وع شد و تا چندین ساعت تبادل آتش برقرار بود و پس از مدتی جنگ خاموش شد . چون تفنگ چی های قلعه ضرغام آباد مقاومت کردند و تسلیم نشدند با وجودی که نیروهای مهاجم قوی تر بود. در همان زمان طرفداران خسروخان قلعه کلایه را شبانه احداث کردند و تفنگ چی های آقامحمدتقی خوبانی در قلعه مستقر شدند ولی همان زمستان چون قلعه از گچ و سنگ ساخته شده بود فرو ریخت و افراد داخل آن کشته شدند که موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد عبارتند از: تیمور و غلامعلی طاهری و اردشیر خوانپایه، مشهدی ناصر ارجمند در قسمت تخریب نشده مستقر شد. ملک کلایه در نزدیکی ضرغا مآباد در اصل مربوط به سادات نورالدینی ساکن آنجا ولی در قلمرو و نزدیک به مرکز قدرت عبدال هخان بود، پس از شهریور بیست عبداله خان کلایه را به کی خورشید برومند واگذار کرد تا اینکه در سال 1323 به دست طرفداران خسروخان افتاد در آن قلعه احداث کردند، قلعه فرو ریخت پس از این حادثه طایفه آقاکرم الهی که در تن گپیرزاد و متصل به کلایه بودند و متحد عبدال هخان محسوب می شدند قلعه کلایه را تصرف کردند به پیشنهاد کی نصیر و ملاولی، عبداله خان کلایه را به آقاکوندل و آقاحیدر کدخدای کرم الهی داد زمین های زراعتی کلایه را میان طایفه کرم الهی بابکانی تقسیم کرد . تا اینکه پس از کشته شدن آقاخان آرویش، فتح اله بهره بر و زهرا آذرپیوند ( 1330 ش )، خانواده آقاظهراب و آقامحمدخان و توابعشان دس تشان از کلایه قطع شد و زمی نهای آنها به تصرف مابقی طایفه آقاکرملایی به صلاحدید آقاحیدر بهره بر تقسیم گردید . پس از اختلاف خونین میان طایفه آقاکرم الهی، خانواده آقاشفیع به دنبال تصرف کلایه بودند . تفنگ چی های آقامحمدتقی در فصل تابستان 1332 ش، قصد داشتند با اصل غافلگیری قلعه کلایه را تصرف کنند اما آقا حیدر بهره بردر جریان این تهاجم قرار گرفت و تفنگ چی هایی به نام های حاجی سرتیپ آذرپیوند، آقاسری دمیاد را جهت محافظت از قلعه فرستاده بود. تفنگ چی های خوبانی وقتی که متوجه شدند از حمله خودداری کردند، نیروهای دولتی هم به قلعه حمله کردند تفنگ چی های محافظ قلعه پراکنده شدند، کمی بعد صلح و سازش بین آقای خوبانی و آقاحیدر به وجود آمد، بالاخره دختر آقاحیدر را برای خداکر مخان پسر عبدال هخان خواستگاری کردند و قضیه حل شد. این جریان ادامه داشت تا در دو ران اصلاحات ارضی، آقای ابوالفضل کسالایی رئیس پاسگاه وقت تمبی که مردی مجرب و مورد احترام دستگاه دولت بود به بابکانی ها کمک کرد، در آن زمان سادات نویی کلایه موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد شکایت و ادعای مالکیت کلایه را داشتند که حقاً همین طور بود ولی با دخالت آقای کسالایی که داماد خانواده بهر هبر بابکانی بود بخش اصلی کلایه را به نام آنها نسق و ثبت گردید. کمی از بحث دور شدیم در همان تابستان 1323 که خسروخان به دلیل حمای ت دولت و عشایر بویراحمد و همجوار در صحنه سیاسی ظاهر شد در بهبهان مقدار زیادی فشنگ در اختیار او از طرف دولت قرار داده شد تا در میان هوادارانش تقسیم کند . اولین قدرت نمایی سران جبهه مقاومت احداث قلعه کلایه بود . در شب احداث قلعه خسروخان بویراحمدی، اسکندرخان چرامی، منصورخان باشتی با صد نفر، مظفرخان آریایی، ملاقباد پیرو اولاد میرزاعلی، کی علی ایزدپناه، ک یبهرام همایونف ر، آقاجهانگیر و آقااحمد نرمابی با جمع زیادی از نرمابی ها، آقامحمدتقی خوبانی با تعداد زیادی از بابکانی ها، آقافتح اله زنگوی و همراهان حضور داشتد . پیشنهاد احداث قلعه کلایه را آقامحمد راد بابکانی داد، در دورۀ کریم خان بویراحمدی کلایه سفلی مربوط به آقاموسی راد بود. جر اومد و کلایه ای تاو اوتا شورۀ مسلسل و برنوی کوتاه وقتی خبر حمله به ضرغام آباد را عبداله خان در بلهزار یاسوج دریافت کرد ، کی آلاقلی جهانبازی را آزاد کرد. عبداله خان بدون از اینکه ک ی نصیر مطلع شود دو قطعه زمین آبی در لوداب به ملافریدون و ک یفتح اله بهادر پیشنهاد م یدهد و م ی گوید کاری کنید که خودتان را به کی عبدالرحیم در ضرغام آباد برسانید، از طرف دیگر عبداله خان از طریق لواداب خودش را به ضرغ ام آباد رسانید و به جمع آوری نیرو پرداخت. طبق گفته منابع محلی میرزا صفدر ر خافروز از طریق عبداله خان به مناطق طیبی و دشمن زیاری رفت و در خواست کمک کرد . نیروهای طیبی از جمله کی محمود فتحی و محمدشفی ع خان ضرغامی با تعداد زیادی تفنگ چی از دشمن زیاری ها حاجی خان، ک یسپهدار، فت حاله خان شهبازی، ک ینوراله با تعداد زیادی موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد تفنگ چی به کمک عبدال ه خان آمدند، خواروبار زیادی از لنده آمد . اسکندرخان ضرغامی کمک مالی بسیار کرد خانواده جهانبخشی و حیات خان دشم نزیاری خواروبار و سورسات فراوانی ارسال کردند . این گروه در جنگ دستخرد به نفع عبداله خان شرکت کردند و یک نفر طیبی گرمسیری به نام علی صالح هم کشته شد . نیروهای عبدال هخان در نظر داشتند که به قلعه کلایه حمله کنند زیرا این قلعه موقعیت ضرغام آباد را به خطر م ی انداخت . آقامحمدتقی خوبانی وقتی خبر ورود نیروهای کمکی و تامرادی را به ضرغام آباد شیند ق لعه کلایه را به نه تفنگ چی به رهبری آقانادرخوبانی واگذار کرد و پس از آن به طرف دستخرد حرکت کرد . عبداله خان می گفت: تا کُر باقر زنده است ما آرام نمی گیریم (آقامحمدتقی پسر کل باقر). یکی از دلایلی که آقامحمدتقی از عبداله خان جدا شد با وجود یکه که خواهرزاده شان بود آن بود که ک ینصیر و دیگران در جریان کشته شدن بابکان یها نقش اصلی را داشتند، به همین جهت آقامحمدتقی خود را میراث دار و انتقام کشتگان کوه سیاه را از متحدان عبدال هخان داشت و به عبدال هخان هم گفته بود قاتلین خاندان مادرت در جنگ کوه سیاه دوستان خوبی برایت هستند. نیروهای جبهه مقاومت از عبدال ه خان، کی نصیر و تامرادی ها و ملاولی و متحدان آنها به دلیل جاه طلبی و اقدامات گذشت ه شان شدیداً نفرت داشتند به همین دلیل بود که همزمان با کوچ ایلات به طرف گرمسیر و کهگیلویه تداوم جنگ در بویراحمدعلیا و ص فبندی مخالفان و موافقان در کهگیلویه شدت گرفت دوست و دشمن در مقابل هم به صف آرایی پرداختند. نیروهای بویراحمدی متحد عبدال هخان از او جدا شدند و به خسروخان و جبهه مقاومت پیوستند . خسروخان را رسماً خان خویش قرار دادند و به این طریق دوخانی در کهگیلویه شکل گرفت که برای مردم بویراحمد و عشایر استان پیامدش مصیبت و خون ریزی بود.   پرندوار + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 20:4  توسط پرندوار |  نظر بدهید   حمله عبداله خان ضرغام پور به بویراحمد علیا ( 1323 ش) همانطوریکه قبلاً گفته شد، عبدال هخان پس از دوران تبعیدی و بازگشت به استان با توجه به تجربه تلخی که از دوران رضاشاه در افکار عمومی همۀ عشایر و قبایل ایران به ویژه عشایر جنوب و بویراحمدی ها وجود داشت، این زمینه برایش فراهم شده بود که رهبری بویراحمدی ها را در حمله به پادگا نهای نظامی حنا و سمیرم به عنوان خان قدرتمند و ناجی کسب کند. عبداله خان کینه پدر و عموهایش را از خانواده پهلوی داشت، دوران سخت و مشقت بار تبعیدی و حقارت خانواده ها او را رنج می داد. مردم و عشایر بویراحمد هم آرزومند و تشنه اسلحه و مهمات بودند، خان قدرتمند از این حوادث بهره جست و ایل بویراحمد را از نظر قدرت رزمی و توانایی در مقابل حکومت و ایلات همجوار ارتقاء داد. به موازات افزایش قدرت ایلی سازکارهای لازم را از لحاظ پیوندهای خویشاوندی و زدوبندهای سیاسی و یارگیری و اتصال همه مردان و کدخدایان قدرتمند به دور خود تنظیم و هموار کرد. مهارت و یار گیری او در میدان ساختار ایلی بویراحمد ب ینظیر بود، امتیاز م یداد و م یگرفت، با پشتیبانی طوایف متعدد بویراحمد مخالفان و رقیبان را غارت و قلمرو آنها را تصرف می کرد. در آن روزگار غارت و تصرف قلمرو رقیبان و دشمنان افتخار و رسم مقبول به حساب م یآمد، نه تنها کسی عیب جویی نمی کرد بلکه افتخار محسوب می شد، به همین دلیل بود که ابتدا قلعه کلات دشمن زیاری تصرف و غارت شد. طیبی ها سوق، لنده و غیره کم و بیش توسط بویراحمد ی ها غارت، تصرف قلمرو آنها تهدید می شد . بویراحمد گرمسیر را غارت و تارومار کرد. خان آنها مظفرخ ان، خانی را فقط یدک می کشید، قلمرو او تصرف شد. ضرغام خان آریایی هم به عنوان ستون پنجم عبداله خان در بویراحمد گرمسیرعمل می کرد. زمینه قتل امان اله خان پرویزی را به طور غیرمستقیم فراهم کرد واسکندرخان چرامی را بالا کشید. خان های ایلات همجوار استان و فارس و ممسنی به دیده احترام و عظمت به استقبال عبداله خان می رفتند. حکومت و دولتی ها در هراس و رقیبانش را تقویت م یکردند. شرایطی که برای عبداله خان فراهم شد رؤیاها و موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد 252 آرمان هایی او را تقویت کرد، از جمله اینکه بویراحمد را یکی کند، بویراحمد گرمسیر و سردسیر معنی نداشت و خودش هم مقام ایل بگی را دنبال م ی کرد اوج قدرت عبداله خان در همین سالها بود.     پرندوار + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 19:59  توسط پرندوار |  نظر بدهید   غارت بزرگ برفتابیها در دشت مور ( 1322 ش)   عبداله خان ضرغامپور پس از فتح پادگان سمیرم، مرد قدرتمند استان گردید و موازنه قدرت به نفع او چرخید، با قدرت آتش برنو و جوانان دنبال نام و نشان بویراحمدی، با جدیت به سرکوب و تنبیه مخالفان فکر م یکرد که بویراحمد را یکی کند و ایلخانی استان را بدست آورد. در راستای همین سیاست، سرکوب و شکست مظفرخان آروئی و بویراحمد گرمسیر در اولویت برنام ه اش بود که قلع ه ها و مناطق آن ها را تصرف و منهدم کند و از طرف دیگر جهت قدر ت نمائی و تضعیف بنیۀ اقتصادی، آنها را غارت نماید. عبداله خان، آروئ یها را رقیب و دشمن م ی پنداشت از آنها کینه و کدورت های گوناگون تاریخی به دل داشت. معتقد بود، که مظفرخان به دولت رضا شاه وانگلی سها وابسته است، در قلع و ق مع بویراحمد علیا و دوران ستم رضاشاهی شرکت داشت، خسروخان برادرش را تحریک و تقویت می کند. محمد خان موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد . آروئی برایم گفت: وقتی عبدال هخان از تهران آمد، مظفرخان گفت: بیایید پانصد تفنگ از کمپانی نفت انگلیس بگیریم و شما انتظامات کهگیلویه را عهد ه دار شوید، ولی ضرغامپور قبول نکرد، گفت: ما طرفدار آلمان هسیتیم نه انگلیس، آریایی در جواب گفت: انگلیس بالاخره پیروز می شود، ضرغامپور نپذیرفت. در هر حال در مورد غارت کردن برفتابی ها چند نکته را باید در نظر گرفت: اولاً: بویراحمد گرمسیر تابع مظفرخان آروئی بود، که مخالف و رقیب عبدال ه خان بود و ضرغامپور همانطوریکه قبلاً گفتم، به شکست و انهدام آروئ یها و توابعشان فکر می کرد خصلت روحی او طوری بود که مخالف و مدعی را باید شکست بدهد، ولی اگر تسلیم می شد، گذشت م یکرد. ضرغام خان پسر نصراله خان، برادر مظفرخان رقیب و مدعی عمویش بود، با عبداله خان همگام و در جهت تضعیف مظفرخان و توابعش عمل می کرد، به گفته کی عزیزاله عزیزی، مظفرخان طرفدار انگلیس و زبان انگلیسی بلد بود و توانست خانی را از نصراله خان بگیرد همین مایه اختلاف شد. ثانیاً: برفتابی ها خودشان اختلاف و دو دسته بودند، عد های تابع مظفرخان و جمعی دیگر طرفدار ضرغام خان بودند و در موقع ورود عبداله خان به کهگیلویه از او استقبال نکردند، حتی سؤال کرده بودند کودایی ها را (مادر آقانقی پدربزرگ مادری عبداله خان برفتابی بود) این کینه را به دل داشت . در واقع برفتابی ها شرایط زمان را درک نکردند، مغرور و هنر داشتند در سال های قبل هم به نقل از منابع محلی خودشان هم در مناطق جنوب و بنادر چپاول و غارت م یکردند به ویژه روستای سادات گمارون را غارت کردند که از این بابت رسم تاریخ است که باید بدهکاری را پس داد. در هر حال در ابتدا مظفرخان زنگوائ یها را در زمستان 1321 وادار می کند که برفتابی ها، طایفه کی سرمست زین الزاده که داماد نصراله خان و متحد ضرغا م خان بود غارت کنند، در نتیجه این غارت ک یسرمست که مردی نامدار و جنگجو بود پس از اینکه غارت را برگشت داد، بطور عادی در جایی ایستاده بود زخمی گردید و پس از موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد مدتی فوت کرد. منابع محلی برایم تعریف کرد وقتی گله ها را زنگوی ها برداشتند کی سرمست، ک ی آلاکرم قنبری و کامحمد جان حسنی به تعقیب غارت کنندگان پرداختند، خودم یک دهن پُر داشتم گل هها برگشت داده شد، در آن شر ایط علی فتح زنگویی زخمی گردید و قصد داشتیم او را اسیر کنیم، کاسرمست گفتن شوخی نبود . در فاصله ای منتظر افراد و رفقایش بود که چه شد نیامدند، در حال سراغ گرفتن بود که زده شد وقتی رفتم بالای سر او، گفت: بروید که من دیگر به درد نمی خورم و اصرار داشت که بروید و ما به خواسته ایشان رفتیم، فقط سفارش بچه هایش را کرد. پس از تیر خوردن ک یسرمست، زنگوی ها گله ها را که متعلق به شی خ حاجی و سهراب برفتویی بود بردند. ضارب کی سرمست، فایض زنگوی بود . قضیه اصلاح و خویشاوندی برقرار کرده اند. مشهدی مختارنظری ساکن روستای آ ب چیرک گفت : کاسرمست اصلاً ترس در وجودش نبود، هیچگاه نشسته تیراندازی نم ی کرد، فقط سرپایی تیر م یانداخت. ایشان به نقل از پدرش گفت : به احتمال اینکه دکتری که ضرغام خان از اهواز آورده بود که ک یسرمست زین الزاده را مداوا کند، عامل مرگ ایشان گردید، زیرا اموال دکتر قبلاً به وسیله بویراحمدیها غارت شده بود و فرشی را در منزل کاسرمست دید، هم ین قضیه باعث شد که در زخم او میخک بگذارد . کی سرمست اهل غارت نبود فرش را خریداری کرده بود . در هر حال عبداله خان می خواست، مقام ایل بیگی را در استان کسب کند، به همین جهت اولین دشمن از نظر ایشان، مظفرخان و هوادارانش بودند که باید سرکوب و غارت می شدند. یک ماه پس از فتح پادگان سمیرم در ماه مبارک رمضان، فصل تابستان به دستور عبداله خان، طوایف بابکانی آقاکرملایی، آقاشفیع، کامحمد جویی و تیگویی ها به رهبری آقاکهیار و آقامحمدتقی خوبانی و آقاحیدر بهره بر با اصل غافلگیری شبانه روستاهای انجیر سیاه، چهار بیشه، آب چیرک، آ بتی دشت مور برفتابی ها را غارت کردند. موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد قشون غارتگر دو گروه شدند: آقامحمدتقی آب چیرک و چهاربیشه، آقاک هیار و آقاحیدر انجیر سیاه را غارت کردند و بیش از هفت هزار دام طبق برآورد و تخمین منابع محلی، به غارت رفت. به گفته کا ایاز پورطهماسب که از غارت کنندگان بود، 1500 رأس دام، پنج یک آقامحمدتقی، آقاکهیار و آقاحیدر بود ایشان گفت: گله کاحیدر برفتابی 9 قوچ داشت. آقاحمداله دانشمند گفت: دوازده ساله بودم و کُلتی سر قد داشتم که آقامحمدتقی به من داده بود، همراه قشون بودم در موقع بازگشت از آن غارت، 200 میش سهم آقاکهیار را چوپان بودم. به گفته مشهدی مختار نظری و مشهدی آلا نیکی که در زمان غارت نوجوان بودند، برایم گفتند: که گله های ما چهارصدتایی و کمترین آنها دویست تایی بود. اینها می گفتند، کلیه اموال اعم از بز و میش، گاو، خر و وسایل منزل را به غارت بردند خرها را آوردند و وسایل منز ل ها را درشله و حور(ظروف باری حیوانات) بار کردند کار به جایی رسید که در شب پس از غارت مجبور شدیم برویم (نی) ببریم و زیر پا بگذاریم. تنها آسمان پوشش بالای سر ما بود، وسایل پخت فقط حلب و تابه باقی ماند. جمعیت آبادی اکثر اً فرار کردند و به اطراف و اکناف رفتند. ملا سیاه نجفی از بزرگان برفتابی انجیر سیاه تعریف کرد، به دلیل برتری اسلحه برنو و تفنگ و فشنگ سمیرم که در اختیار داشتند زور آنها زیاد بود. در آن روزها به قول منابع محلی تفنگ چی های آنها در روز غارت نبودند، تنها کی عیوضعلی بخشنده بود و در قلعه ای مقاومت م ی کرد بر اثر قدرت آتش تفنگ های برنو زخمی شد و یک نفر (حاصل بهره بر ) را هم زخمی کرد . کاایاز پورطهماسب گفت: بر اثر زرق و برق قدرت آتش برنوها دو گله فرار کرد و سوار کوه سرخ شدند که به آنها دسترسی پیدا نکردیم. کانصیر گفت: هیچ غارتی مهمتر از این ندیدم حتی در غارت بیضای فارس، چنان غارت زیاد بود که سهم خودم 53 رأس دام گردید، علاوه بر این در حدود شصت تا هفتاد رأس دام را هم از غارت دزدیدم . غارتگران با وعده قبلی که داشتند در پادوک به هم ملحق شدند و در موقع گذر از موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد مناطق آرو، تفنگ چی های قلعه آرو از جمله اسفندیار قلندری به مقابله برخاستند ولی کاری از پیش نبردند. در بین راه بر سر یک بره گوسفند، بین کاموری محمدی با یاری و تیمور طاهری بابکانی درگیری لفظی بوجود آمد که در نهایت تیمور، موری را کشت. منابع محلی گفتند، مقصر موری بود. در همان وقت هم یک دیگ بزرگ بر پشت او بود. غارت کنندگان به سیدآباد چرام که رسیدند غارت را تقسیم کردند . منابع محلی گفتند، در هنگام تقسیم غارت که در حال استراحت بودیم، که دیدیم یک نفر بور و زیبا به دنبال ما می آید، قشون او را م یشناختند، گفتند، ابور برفتابی می باشد که از یاران کی لهراسب بود و از دوران کودکی تا زمانی که کشته شد با هم بودند. آقامحمدتقی با ابور صحبت کرد و گفت با ک یلهراسب بودی گفت: بله، فوراً گفت: گوسفندهای ابور را به ایشان تحویل دهید و احترام خاصی برای ایشان قایل شدند به خاطر اینکه همرزم کی لهراسب بود . به گفته ملاسیاه نجفی، در غارت ولی نامی از برفتویی ها به وسیله آقاکهیار خوبانی کشته شد و دو نفر دیگر هم بنامهای ویسعلی بینایی و ابوالفتح قنبری زخمی شد. پس از اینکه غارتگران برگشتند، کا نصیر پژو بابکانی گفت، به عمد از پیش رفتم ، منزل آقا آلاداد جفتا گفتم: موری را آقا محمدتقی کشته است، بلافاصله آقا آلاداد جفتا که خویشاوند با یاری ها بود گفت : با یاری ها بلند شوید راه غارت را ببندیم ولی حق ندارید از بابکانیها بکشید، راه غارت را در تسوج بستند ولی غارت از راه دیگری رفته بود. کانصیر می گفت، خواستم ضربه ای به آنها بزنم در حالیکه م ی دانستم موری را تیمور کشت. امان اله خان پرویزی که مادرخانمش (کل جانی ) او را از مرگ نجات داده بود و کی ولی خان داماد دیگریش را به کشتن داد، امان اله خان متحد عبداله خان گردید و آقا محمدتقی را تشویق می کرد که با بی گلاب همسر ک ی ولی خان ازدواج کند و باجناق او گردد . در زمان حمله ی غارت دشت مور امان اله خان با رهبران موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد غارت گر همگام و مشوق آنها بود چون آقاکهیار خوبانی داماد آن بود در روزی که قشون غارت گر از دیل به طرف دشت مور می رفت امان اله خان از پشت قلعه می گفت : ماشا اله، ماشا اله از قشون بابکانی زودتر بروید تا گرمسیری ها برفتابی ها را خبردار نکنند . به قول آقاقباد راد 60 حیوان از غارت به عنوان هدیه (گوشتی) به امان اله خان دادند . آقاقباد راد گفت: در زمانی که غارت را تقسیم کردیم قرار بر این شد وسایل خواب نو و قیمتی (گلیم، فرش، نمد، جاجیم و غیره ) و وسایل آشپزخانه را ابتدا برای رهبران غارت گر جدا گردید و روی هم انباشته شد و بعد بقیه را غارت گران هر کس برداشت و فرار کرد. یادم هست خودم با نفر دیگری یک لحاف را کشیدیم که لحاف تکه تکه شد. در مورد وصف غارت حرفها زیاد است، صاحبان اموال به غا رت رفته تعریف می کردند، فلان شخص برفتابی تنها یک رقم اموال او 12 الاغ زاییده داشت، منابع محلی 71 گفتند: بچه بودم زمانی که غارت دشت مور را آوردند یکی از رهبران غارت صاحب پسری شد که یک گاو نر و قوچ را به عنوان کر زبانی (جشن تولد پسر ) از همان غارت ذبح کردند. منابع محلی گفت: غارت به شمارش نمی آمد، به طوری که طول گله های غارت شده اولش روی رودخانه خیرآباد و آخرش روی نوک کوه پادوک بود. کاایاز گفت: گرگ اله ملاکلبی را که چوپان گله بود با خودمان آوردیم و چوپان کردیم. با توافق رهبران قشون غارت گر (آقا کهیار، آقامحمدتقی و آقا حیدر ) قرار بر این شد که ممیزی و سرشماری (به تعبیر عشایری چو زنی) را آقاصفدر صالحی و آقابازعلی تل گاهی انجام دهد، بعد از این تقسیم آغاز شد. منابع محلی گفتند : گاو و خرها بیش از چهارصد رأس بودند. در غارت شرکت داشتند عبارتند از آقایان محمدتقی، کهیار، نادر خوبانی، حداد رزم، غلامعلی و تیمور طاهری، آقابازعلی و عیدی تل گاهی، مشهدی محمدقلی و مشهدی موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد عبدالکریم آبشوری، مشهدی غلام رضا عسکری خواه، آقاصفر پیوند آقاویسعلی برهانی، آقا لهراس موسی پور، آقاقباد و آقاسامر راد. آقا کرملایی ها عبارتند از : آقایان حیدر حاصل فاضل علی پناه، محصور ، سوسن بهره بر، ملازین الخون، آقابندر، خدارحم جهانتاب، آقاخان، سپر، عبداله و عل ی باز آرویش، آقاصفدر صالحی، امیرخان یوسفمند، کاحسن آذرپیوند، کاعلی خجر وهابی ، میررشید جوانبختی، میرعلی قاسم پرشکفتی با چند نفر از سادات پرشکفت. از آقا تیگویی ها: آقایان وارث و علی باز خوانپایه، آقاعل یرضا و جبار روان بخش، علی بگ تیگویی، از کاعلی پناهی ها، کا کلبعلی داور، کا احمدخان چترآذر، کاجعفر سعادت، ابراهیم و شکراله کابهزاد، کلبعلی پ رشکفتی، چند نفر از شیخ های گلبار ، چرامی ها و ویسعلی بایاری از همراهان آقاکهیار بودند. از کامحمد جویی ها: آقایان سهراب، دهراب، ایاز، پورطهماسب، امان اله و عباسقلی رخشماه. از ساداتی ها: میرعبدالکریم و محمدرشید کشاورز و چند نفر دیگر که آمار و ارقام واقعی آنها در دست نیست . غارتگران آمارشان بالاست . به گفته ی منابع محلی در حدود 300 نفر بودند. کانصیر گفت: تیگویی سرشمار، محمدجوی ی ها جمعاً در غارت بودند . ایشان گفت: ما در موردراز تنگ آبشور بودیم و تازه از غارت باوی برگشته، که قشون آقاکرملایی ها و آقاشفیع ها و توابعشان حرکت کردند . سهم غارت باوی را گرفتم و همراه ملاخسرو فروزان و آقافرهاد جفتا و آلابخش آلا مراد باطولی، کاعلی کاظم سعادت و گرگعلی چراغعلی جلیل، کردی انصاری، کااُرج شرون، رادعلی کاآلا داد و چند نفر بناری به دنبال قشون راه افتادیم، چون آن ها جلوتر از ما رفته بودند، در نهایت در مسیر بناری در شب که به طرف اسپر می رفتیم، نصر اله خان آروئی را که پیر شده بود در یک کهله (محل شکار کردن کبک) دیدیم و سراغ قشون موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد را از او گرفتیم گفت: آنها در اسپر هستند کمی بعد به آنها رسیدیم و پس از کمی استراحت که کسی متوجه قشون نشود از طریق کوه دیل خودمان را به مقصد رساندیم افراد فوق الذکر اکثریت مسلح بودند. عبداله خان فرمان عمومی و بسیج نیروهای بویراحمد را جهت غارت، انهدام و تصرف مناطق بویراحمد گرمسیر و خوانین آرو صادر کرد . ضرغام خان برادرزاده مظفرخان، هم در کنار عبدال ه خان ب ه حمایت و تحریک او م ی پرداخت، به گفتۀ اگر یک پیرزن » : کانصیرپژو بابکانی، عبدال هخان به نیروهای بویراحمد علیا گفته بود .« بویراحمد گرمسیر را بکشید پاداش دارید در همان تابستان 1322 ش، حمله به قلعه های آرو و شام براکون از طرف عبداله خان صادر شد که در جای دیگر ی به بحث آن می پردازیم، فعلاً غارت ها پی گیری می شود . در زمستان 1322 ش، در راستای سیاست عبداله خان و سرکوب بویراحمد گرمسیر، قشون بویراحمد به حرکت درآمد . از رهبران قشون آقابهرام و آقافرهاد زنگوی با کل زنگوی، آقابیژن منصوری و توابع، آقامحمدتقی خوبانی، ، ملابهمن کریمی و ملاغلام حسین سیاهپور، ملا احمد کریمی کاآنی محمدی، کاعلی محمد محمدی، خدابخش بخشایی، ملا کریم باقری، کاخدابخش باقری، آقاآلاکس دارکوب، آقااما ن اله و آقاحبی ب اله حبیبی، ملاسیف اله و ملاخسرو فروزان ، تیمور طاهری، کانصیر پژو، ملا علی جفتا، صلبعلی کاجنگعلی برهانی، کردی انصاری، آقاحسین تلگاهی، ذوالفعلی پناهی و خیلی از کسان دیگر که اسم آنها از یاد منابع محلی رفته است به طرف دشت مور روستاهای آب چیرک، انجیر سیاه حرکت کردند. آنها دیگر چیزی نداشتند و اگر انگشت شمار گاو، گوسفند یا وسایل منزل بود با خودشان به غارت بردند. ضرغام خان آریایی و ملا قباد پیرو اولاد میرزاعلی هم در قشون حضور داشتند، پس از تصرف و غارت آ بچیرک و آب تی، به طرف انجیر سیاه حرکت موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد کردند. ملاسیا ه نجفی گفت: که ما جوانی فوت کرده بود و در قبرستان مراسم تدفین آن را انجام می دادیم که ناگهان قشون بویراحمدی همراه با ضرغام خان رسیدند، احساس کردیم ما که دیگر چیزی نداریم این بار از ما چه م یخواهند، پس از ورود به آبادی، قشون و رهبران غارتگر دستور دادند که ملاسیاه نجفی، درویش معصوم خلیفه ای، حاصل ناصرزاده ومختار فصیحی را به جرم طرفداری از مظفرخان دستگیر و روانه ضرغام آباد نزد عبداله خان فرستادند. منابع محلی می گویند، قشون پس از تصرف انجیر سیاه دو قسمت شدند، عده ای جهت تصرف قلعه طالیشاهی به رهبری آقابهرام، آقامحمدتقی، ملابهمن و ملاغلا محسین حرکت کردند و مابقی قشون جمع زیادی را از خانواده های برفتویی های ساکن روستای انجیر سیاه و آب چیرک را به سرپرستی تیمور طاهری به عنوان ابواب جمعی ضرغا مخان از طریق کوه به دیل انتقال دادند . در فصل سرما و بدبختی و فاقد هر گونه امکانات به زور کوچانده شدند، به عنوان این که شما باید تابع ضرغام خان باشید نه مظفرخان. در روستاهای اطراف پراکنده شدند . پس از مدتی بیماری وبا بر اثر هلاکت دا مهای دیل، به دلیل بسته شدن آب مارین فرا رسید و جمع زیادی از مردم بیچاره دیل و کهگیلویه و آوارۀ برفتابی به هلاکت رسیدند، دستگیرشدگان دو ماه در زندان عبدال هخان، شب به کُند و روز به زنجیر بودند، تا اینکه ملاسرتیپ نجفی کدخدای انجیر سیاه آمد، با وساطت کی نصیر بهادر و کی شهباز برآفتابی، مذاکرات و تبادل نظر با عبدال هخان به این جا ختم گردید، که آنها هوادار ضرغام خان باشند و از مظفرخان حمایت نکنند. قسم هم خوردند و قرار بر این شد که یک خویشاوندی صورت بگیرد ولی به گفته ملاسیاه نجفی، چون آن قرار مدار زور بود عملی نگردید و بعد از برگشتن در همان گروه مظفرخانی باقی ماندیم. به این ترتیب مشاهده م یشود، که بویراحمد گرمسیر به ویژه برفتابی ها قربانی خانواده آروئی شدند، البته دگم بودن و اختلافات خودشان را هم باید مد نظر داشت . به گفته منابع محلی، در غارت زمستان 1322 ملاغلام حسین به جلیل ها اجازه نداد که موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد وارد ده آب چیرک شوند ولی بابکان یها وارد آبادی شدند و مابقی اموال باق ی مانده را هم به غارت بردند در غارت دوم آقاکرملایی ها نبودند. در همان سال 1322 ش، طبق گفته منابع محلی، به دستور عبداله خان ضرغامپور، افراد ذیل که متشکل از کلبعل یخان، ک یهادی و ک یحداد پناهی، میرز ایداله داورپناه، بندرکی عیوض قایدگیوی، طوفانی کامحمد قایدگیوی، ،( علی اکبر فرزند علی رحم چیتابی، کامختار نیک فر چیتابی امیرنوکر عبداله خان قایدگیوی ، ملاظهراب خواجه سمیع با دو نفر دیگر، داشی، کاحیدر اولاد مؤمنی، عو ضدرست فرزند کادرویش و تعدادی دیگر در شام براکان اموال ک یولی خان و کی شکراله سلیمانی برفتابی و طایف هشان را غارت کردند. به گفته منابع محلی، تعداد دامهای به غارت رفته بیش از 2000 هزار رأس دام بود، گله ها را از راه کوه بردند، در حدود دویست تا سیصد کهره و بره شیرخوار کوچک در آبادی وجود داشت. در همان وقت، طاس احمدی ها نازمکان را، آقاحسن جفتا و رضاخونی ها غارت کردند. در غارت شا مبراکون گاوهای برفتابی را قایدگیو یها هم به غارت بردند . حاج شیروان کاظمی، وقتی بحث غارت برفتابی ها به میان آمد گفت: در آن زمان می شنیدم که م یگفتند، بویراحمد ب یصفت است باورم نم یشد ولی پس از غارت برفتابی ها به این صفت پی بردم. اولین غارت در بویراحمد گرمسیر توسط زنگوا ئی ها به رهبری آقابهرام و آقافرهاد در سال 1321 ش، انجام گرفت که با طولی ها را در حوالی لشتر غارت کردند کدخدای آ نها در آن زمان غلامرضا نامی بوده است . در زمانی که غارت دش تموری برفتاب یها توسط بابکانی ها انجام گرفت گروهی متشکل از کی حداد پناهی ، میرزا یداله داورپناه، ملاکیامرث فارسی، آقاشیروان کاظمی، کی عزیزاله عزیزی، آقاجنگیر نرمایی، آقاظفرجفتا که جمعاً چهارده نفر بودند  و مقداری کالا از جمله فرش، اسب، گلیم و وس ایل دیگر را غارت کردند و یکی از غارتگران بنام جعفر نوکر عبداله خان هم کشته شد . در همان زمان جعفر بخشایی تلگرافی ارسال کرده است به مرکز. طبق گفتۀ منابع محلی از دلایلی که برفتویی ها در غارت تابستان 1322 کلاً به غارت رفتند، آن بود که چند نفر از تفنگ چی های آن ها بنامهای خلیفه کا جعفر قلی، مشهدی غلام علی کردکی، کاابور، کابارونی برفی، کاعل یجان و محمدجان و حاجی خوبیار باهوش که جمعاً یازده نفر تفنگ چی رفته بودند به طرف امامزاد هجعفر و آن طرف ها که جایی را غارت کنند و در روز حمله و درگیری نبودند همین قضیه باعث شد که آنها به راحتی غارت شوند.     پرندوار + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 19:56  توسط پرندوار |  نظر بدهید   غارت عشایر به دستور دولت پهلوی علاوه برآن در دورۀ رضاشاه شاهد هستیم، که فرماندهان نظامی ولایات آشکارا به عناصر محلی قدرتمند جهت غارت کردن ایلات و به حساب آنها دشمن حکومت، 1308 ش، فرمانده نظامی بهبهان و متوسل می شدند. برای نمونه در تاریخ 8 کهگیلویه، به کی نصیر بهادر تامرادی  دستور می دهد، که احشام قشقائیها را غارت کنند و در متن دستور علاوه بر آن که اعلام می دارد کلیه اموال به غارت رفته مال خود شما می باشد، به کدخدایان و سرتفنگچیان شرکت کننده در غارت جوایزی از قبیل اسلحه، دوربین و کلت هدیه می گردد . فرمان غارت، طبق مدرک فوق به دستور شخص رضاشاه بوده است . در آن زمان فرمانده پادگان تورج امین نام داشته است . مورد دیگری از دستور حکومت، جهت غارت کردن ایلات مربوط به سال 1332 ش، در زمان پادشاهی محمدرضا پهلوی م ی باشد . چون در جریان نهضت ملی شدن نفت ایلات جنوب به ویژه قشقائیها و رهبران بزرگ این ایل وطن خواه از دکتر مصدق و ملی شدن حمایت م یکردند. پس از آنکه دولت ملی دکتر مصدق، توسط سازمان سیای آمریکا و عوامل داخلی آن همچون شاه و فضل اله زاهدی، سرنگون می شود. جهت انتقام از ایل قشقایی، طبق گفتار و مدارک منابع محلی، به حسینقلی خان رستم و منصورخان باشتی که در قضیه ملی شدن نفت طرفدار شاه و انگلیسها بودند. دستور داده م یشود که قشقائیها را غارت کنند، به همین منظور صد قبضه اسلحه برنو و روسی در اختیار حسینقلی خان رستم و تعدادی هم در موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد اختیار منصورخان باشتی قرار می گیرد. در پاییز سال 1332 ش، اهالی رستم تابع خان رستم ترکان قشقایی را در بردگان رستم غارت می کنند. انصاری ها، بهمیاری ها و دیگر طوایف رستم در این غارت شرکت داشت هاند. دولیاری ها و بامی شیخ یها با وی و دیگر طوایف تابع خان باشتی، ترکان را طبق گفتار منابع محلی، در کنار رودخانه زهره شرق گچساران غارت م یکنند و بیش از 11000 هزار میش، از آنها به غارت می رود و شترهای آ نها را مورد هدف تیراندازی قرار دادند و دو نفر از مردان را هم شهید کردند. در زمان رضاشاه در خراسان شمالی، آذربایجان، کردستان و لرستان فرماندهان نظامی به عمد و با رضایت رضاشاه، ایلات و عشایر را غارت م یکردند، که اسناد ملی آنها موجود است. اینها نمونه ای از عملکرد حکوم ت ها ط اغوتی می باشد که ذکر گردید. در همین رابطه طبق گفته کی خورشید برومند قاید گیوی، دلیل غارت بیضای . فارس به دستور دولت مرکزی بوده است. نمونه های دیگری از عملکرد حکومت در مورد غارت مردم ارائه می شود . بنابر نقل محمدجان صادقی، پس از کشته شدند ک یلهراسب، یاور کاظم خان شیبانی فرمانده چریکان دولتی، دستور داد، یکصد نفر چریک مسلح از ایلات بکش و جاوید، تحت فرماندهی کربلایی بهمن محمدی کد خدای طایفه خلیفه هارونی جاوید، به راهنمایی کامحمدقلی بویراحمد که موافق دولتیان و مخالف ک یلهراس و میرغلوم بود به سمت ایل بویراحمد روانه شود، تا ایلات بویراحمد که قبل از ورود اردوی دولتی از طریق اردکان به خاک بویراحمد برای در امان بودن احشام و اغنام خود، اطراف تنگ شیو ممسنی سکونت گزیده بودند... بدین ترتیب اوایل طلوع صبح به تنگ شیو هجوم برده، ایلات بی سردار متمرکز در آنجا را وحشیانه غارت و به هیچ مانعی برخورد نمی کند و به ممسنی برمی گردند و غنیمت خود را تسلیم نمودند. موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد. در همین رابطه محقق دیگری می نویسد: پس جلیل خلع سلاح شد، مأموران دولتی به آبادی ها ریختند امنیه ها و سیاره های محلی همه جا میدان تاخت و تاز و سرکوب شد . چپاول ایلات و روستاها، شکنجه و دستگیری و اعدام زندانی کردن افراد سرشناس، مأموران ارتش و ژاندارمری و سیار ههای محلی به همۀ مردم جلیل دستور داد یک جا جمع شوند. پس از آن همه را به مرکز ممسنی کوچ دادند نزدیک مالکی...  مشهدی خدامراد فاتحی بابکان یگفت: بعد از کشته شدن کی لهراسب خانواده ما از چوپال در پشتکوه رستم به طرف منطقه باوی و کهگیلویه ناچاراً نقل مکان دادیم، سیاره های دولتی باوی، پدرم مشهدی چراغعلی فاتحی و عموهایم را دستگیر کردند، مدتی در زندان قلعه عباسقلی خان آرو بودند و بعد آن ها را به ضرغام آباد بردند، تا اینکه عبدال ه خان آ ن ها را ضمانت و آزاد کرد . فاتحی افزود، از سیار ه ها پذیرایی و گوسفند برای آنها ذبح کردیم، پدرم به سیار ههای باوی گفت: ما در اصل از نظر قومی و نژادی طایفه گشن باوی هستیم ولی فایده هم نبخشید . اینها نمونه های عملکرد حکومت استبدادی پهلوی هستند در حالی که افراد فوق ب یگناه بودند، جرم آنها این بود که ازعشایر بویراحمد بودند. مورد دیگری که زمینه ای برای غارت کردن فراهم می کرد ، فقر و نداری می باشد. در همین رابطه یکی از معمرین قوم م ی گوید، فقیری و نداشتن زندگی و ارتباط با شهرها باعث گردید که از راه غارت خودشان را تأمین بکنند از طرف دیگر هرکس غارت نم یزد به درد نم یخورد و دنبال اسم و رسم بودند که مردم را غارت می کردند تا کشته شوند و بکشند. از طرف دیگر هم باید در نظر گرفت، که یکی از راههای در آمدهای غیرمستقیم خان غارت بوده که از این طریق پنج یک غارت را دریافت م ی کرد . خانها هم برای سرکوب و تنبیه مخافان و گسترش حوزه قدرت، دستور غارت رقیبان و دیگران را صادر می کردند که به آنها می پردازیم، معمولاً بدون اراده خانها غارت انجام موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد نمی گرفت. در هر حال باید اذعان کرد که در افکار عمومی جامعه عشایری غارت در آن دور و زمان یک هنجار مقبول و ارزش اجتماعی محسوب می گردید، افراد نام و نشان دار آیلی از همین تی پها بودند. محققان محلی و ملی، غارت را به عنوان یک ارزش ایلی تأیید کرد هاند، در سالهای نه چندان دور، دزدی و غارت نه فقط ارزشهای جامعه عشایری را نقض نمی کرد، بلکه جزو ارزشهای جامع ه آن روزگار به شمار می رفت، البته با رعایت قواعد مربوط ... البته باید اعتراف کرد، بسیاری از بزرگان و افراد ایلات با غارت و چپاول دیگران مخالف بودند، ولی صدایشان به جایی نمی رسید . یادآوری این نکته لازم است، که فرهنگ غارت در گذشته در میان فرمانروایان و فرماندهان نظامی جهت کسب ثروت و راضی نگه داشتن قشون نظامی به غارت سایر ملت ها می پرداختند . از دوران باستان تا کنون مصادیق چنین مواردی وجود دارد. غارت هند به وسیله محمود غزنوی و نادرشاه افشار، غارت طلاهای هند به وسیله استعمار انگلیس، غارت ممالک اسلامی به وسیله مغولان، در تهاجم نظامیان بعثی عراق به ایران و کویت بسیاری از اموال مردم در بنادر جنوب خرمشهر و آبادان و مناطق مرزی توسط آنها به یغما رفته است. در حمله آمریکا به عراق در سال ( 1382 ش) آمار غارتگری بالاست. در تاریخ معاصر ایران دوران قاجاریه و پهلوی، اموال مر دم ایران به غارت رفته است به ویژه در دوران پادشاهی رضاشاه، به عمد دست فرماندهان نظامی را آزاد می گذاشت به غارتگری اموال منقول و غیر منقول بپردازند . سهم رضاشاه در این غارت ها تصرف املاک مرغوب که آمار بالایی را نشان می دهد . اموال بسیاری از خانواده های سرشناس ایرانی را غارت و تصاحب کردند که در تاری خ های ملی ثبت است. گرچه غارت در فرهنگ ایلیاتی ریشه دارد و در استان ما هم سابق ه اش طولانی است، ولی همانطوریکه قبلاً هم گفته شد، در تاریخ معاصر غارتگری و گسترش قلمرو و زورگویی در سه مرحله زمانی دامنه اش گسترده و غیرقاب ل شمارش است . دوره اول موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد پس از پیروزی مشروطه ( 1285 ش) تا سال ( 1309 ) که بحث آن گذشت . دوره دوم پس از سال 1320 ش و سقوط رضاشاه و اشغال کشور توسط بیگانه م یباشد، دورۀ سوم پس از پیروزی انقلاب اسلامی 1357 می باشد، گرچه در آخرین دوره غارت جزچند مورد کوچک وجود نداشت. ولی درگیری و خو نریزی برسر املاک و نزاعهای دست جمعی و قبیله ای آمار بالایی را نشان م یدهد، به ویژه با توجه به آزادی فراهم شده و سلاحهای فراوان خودکار و مهمات که از داخل و خارج از کشور پیدا می شد. آیت اله خامنه ای مقام معظم رهبری، در همین رابطه در پاییز 1364 ش، در استادیوم تختی دهدشت فرمود: شما فساد ندارید ولی اختلاف داری د. در هر سه دوره فوق در اصطلاح عشایری به دورۀ شاه گردش معروف است و این دوران از نظر عشایری ها به علت جابجایی شاه و دگرگونی در کشور فرصت مناسبی است، که به غارت و تصرف خاک دیگران می پردازند و چون حکومت ها هم به مردم ظلم و ستم می کردند، نزد جامعه اعتبار و مشروعیتی نداشتند که در زمان ضعف دولت، مردم به کمک آنها بشتابند و همین موضوع وضعیت را بدتر م یکرد، مردم عشایر به انتقام ظلم دولتها به پادگانها و مراکز نظامی حمله می کردند، برای کسب اسلحه و غنایم ، چنین موردی در دهه 1320 ش، از همه دورانها پررنگ تر است که به شرح آنها می پردازیم. در هر حال تعداد غارت ها در استان که در خاطره نسلهاو سینه به سینه منتقل شده و یا گاهاً در منابع مکتوب ثبت شده، آمار بالایی را در استان نشان م یدهد، تا جایی که امکان دارد به شرح آنها پرداخته می شود . معذورات گوناگونی وجود دارد، از نظر محلی یا شرح وقایع و افراد شرکت کننده و خیلی از مسائل دیگر ... که خوانندگان عزیز عذر ما را می پذیرند. نباید انتظار داشت که همۀ غارت ها درون و برون استان ارائه شود، زیرا بسیاری از این غارت ها منابع محلی یا مکتوب در مورد آنها پیدا نشد. نگارنده، هدفش از نگارش غارت ها و گسترش قلمرو به وسیله ایلات و طوایف دیگر تأیید و تمجید نم یباشد، بلکه م یخواهد بیان کند که این قضایا و حوادث تلخ از موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد عوامل مؤثر در عقب ماندگی تاریخی استان است، که منابع مالی و انسانی استان را به شکلهای مختلف مستهلک کرد و آثار این حوادث را از جهات مختلف شاهد هستیم . امید است درس عبرتی برای همگان باشد که بدانند موفقیت و پیشرفت هر جامعه ابتدا در گرو امنیت و آرامش جمعی و فردی است، زیرا که خوی و خصلت جامعه عشایری استان، استعداد و توانایی تخریب و غارت کردن را با خود بهمراه دارد و باید مواظب این استعداد خفته باشیم. بزرگان قوم و مسئولین حکومتی، اهل فکر و قلم و رسانه های جمعی مسئولیت مهم تاریخی را از طریق کار فرهنگی دارند.     پرندوار + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 19:45  توسط پرندوار |  نظر بدهید   اشعار بویراحمدی   مِن رَه ایل بویراحمد سنگر بَهسُم      سواره و پیادشه وجرشکَستُم خان و مُه سرا کومَدِه مرد گرونُم       سیل بکُن بنگر بوین مردی و شونُم گو بِزَن محسین بزَن خُت بِکُن جَم     تاویسی اُومَه رَسی نداری دَه غَم تاویسی، شه ای رِهتِن سرِتنگ       بویراحمد ده نِی تره باتون کُنِ جنگ لُرکه لُرک مِردل ناله تِفنگ              کُر شیر مَه باقر هر دَم و جنگ خان بویراحمد ری کُن تو واپس         اَسوارلَ زابلیت و جا نماند کس سنگرُم سه بَردی تفنگُم موزر          اِشکنام مِردل سنگر و سنگر بویراحمد و ادِر بکُن بنگر چه وابی      شیر سُهر آغا جلوتون کُشته وابی نِشهسم و قصَ جَرَورمن سنگر         دس اول و تیر زدُم مِن سر مِهتَر گُویل، هی بُرزنم مُحَسَنِ کریمُم        غِش اِشکنارَم بیایِن و دینُم مطرب + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 19:40  توسط پرندوار |  نظر بدهید   دوخانی و تصرف قلع هها در کهگیلویه از دیگر پیامدهای حمله به بویراحمد علیا، به صحنه آوردن خسروخان و جبهه مقاومت در مقابل مثلث قدرت عبداله خان، کی نصیر و ملاولی بود. محمدحسین خان و ناصرخان جان گرفتند و با حمایت هواداران استقلال سیاسی پیدا کردند . خسروخان قصد داشت قلمرو عبدال هخان را در کهگیلویه کلاً تصرف کند شرایط به نفع ایشان چرخید. به قول کی نصیر، ملاولی و ک ی خورشید وضعیت را به جایی رساند که عبداله خان مجبور شد حالت دفاعی به خود گیرد. خانی که نه رقیب داشت و نه کسی می توانست در مقابل او عرض اندام کند، ناخواسته به دامی گرفتار شد که راهی جز مقاومت و شکست نداشت، به قول عبدال هخان، بچه خا نها طوری قدرتمند شدند که عبداله خان مجبور به عقب نشینی شد. در راستای همین اتفاقات قلعه مندون پشته زیلایی را طرفداران خسروخان تصرف کردند. به منظور پس گیری قلعه مندون در حدود سی تفنگ چی از جمله: ملافریدون، ملا اسفندیار، ملا اردشیر، ملا زریر، ک یحبیب بهادر و کی بهرام همایونفر، ملاغلامشاه کارضا، عبدرشید تامرادی ، ملاولی و کی غضنفر مظفری، اما م قلی ملاخانعلی، کامحمدنبی فرخان، حاجی یوسف برخورداری، عبداله آلا نظر، صیفور و کاشیرخان، سردار کی محمد خان، بازعلی کاجانعلی، عبدی نوری، امان اله و کیامرز پادرگانی، کلبعلی، جعفر بهمن، سهراب کافریدونی و ملا مُنظوم، آقاخان فریدونی، آقاحیدر و سوسن، علی پناه بهره بر، کی اسفندیار آروین، حاجی محمدخان پرندوار، ملاحسین رخ افروز، سیف اله کامحمدی موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد تامرادی، ملا فاضل پارسا ، کاخان ویس برمال، کامحمدطلا فرزند محمدحسین یرینی، ظفر افراش، ملاهمزه روئین و دیگران دور قلعه را بستند، یک نفر تامرادی شیرینی به نام محمدعلی به وسیله نیروهای خودی کشته شد. پس از درگیری مختصر که به وجود آمد ک یشیرخان باوند، سیداسماعیل دولتخواه، رئیس عل ی خان میرزکی ، میرزینل کشاورز و یک میرزای ساداتی که تفن گچی قلعه و ازطرفدار خسروخان بودند تسلیم شدند. ملاولی پناهی و ملافریدون به آنها بخت داد. پس از تصرف قلعه، تفنگ چی ها را بردند در طلمندی و تحویل میرزاعلی محمد داورپناه داده شد. کی شیرخان کدخدای زیلایی طرفدار عبداله خان گردید، خان بزرگ در همان لحظه حضور داشت . قلعه طلمندی را فوراً قشون عبداله خان که در حدود صد نفر بودند احداث کردند. سورسات با طایفه اولاد میرزاعلی بود. پیشنهاد ساخت قلعه طلمندی را علی رحم برخورداری داد. قلعه تحویل میرزاعل ی محمد و میرشرمت اله داورپناه داده شد . شیخ محمدعلی بادوند کدخدای تیرآبگون، طرفدار عبدال هخان گردید و چند تفنگ چی هم در اختیار میرزاعلی محمد دادند که از قلعه حفاظت کند. در همان زمان که قلعه ساخته می شد طرفداران خسروخان از او کمک خواستند، از جمله حاجی مختار دولتخواه، اسکندرخان چرامی، کی علی، آقابهرام و آقا فرهاد زنگو ی، مظفرخان و منصورخان باشتی. طبق گفته منابع محلی، در همان زمان خسروخان صدتفنگ و چهل هزار تیر فشنگ از دولت تحویل گرفت و در پادوک کهگیلویه آ نها را پیاده کرد، تا نیروهای کمکی خسروخان رسیدند مدتی در حدود پانزده روز طول کشید، در این فرصت مناسب طرفداران عبداله خان قلعه بُوا را تصرف کردند . تفنگ چی های قلعه بُوا شیخ خداکرم ممویی و دو نفر شرونی، عباس و بهمن بودند که تسلیم شدند . کی اسفندیار و کی عبدالرحیم آروین شیخ خداکرم را به ضرغام آباد بردند. عبداله خان و کی کیامرث پادرگانی در قلعه بوا باقی ماندند. موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد در همان روزها خسروخان تفن گهایی را که دولت در اختیار او قرار داده بود، در چرام منزل اسکندرخان بین هوادارانش توزیع کرد . تعدادی تفنگ چی رفتند، پیش حاجی مختار در قلعه گرگیو سرفاریاب به این منظور که قلعه طلمندی را از میرزاعلی محمد طرفدار عبدال هخان بگیرند ولی حاج یمختار گفته بود کمین گاه ها به وسیله ملافریدون و مردان جنگی تامرادی بسته است و ه مه شماها کشته می شوید بنابراین باید به چرام نزد خسروخان برگردید. قلعه سرپری دهدشت مربوط به اولاد میرزاعلی ها بود، عبداله خان در سال 1323 او را به ملاولی داد این قلعه متعلق به ک یمنصور همایونفر بود. منطقه چاه بردی و ک ربک دهدشت در اصل متعلق به خانواده ک یصفرعلی کوهی طیبی بود. میرنوراله میربرات و کربلایی عبدالرحیم ارجمند ساداتی در چاه بردی سکونت داشتند و با خانواده کی صفرعلی خویشاوند و همکاری داشتند. ملاولی پس از آنکه درسرپری مستقر شدند آنها را با زور بیرون کرد. اموال کاغلام کوهی طیبی را علی خون اولاد میرزاعلی غارت کرد.  میرسالاری بعداً این منطقه را ملاولی به ها واگذار کرد که سرانجام مالک آن شدند. شیرینی های تامرادی بنام های غلام حسین کاخان ویس و نعم تاله وارد قلعه مندن شدند، اختیار قلعه به شیرینی ها واگذار شد. در جریان فتح قلعه بوا امان اله پادرگانی، محمدطلا کاقهرمان اولاد میرزاعلی، آقاشیروان و آقاسرتیپ کاظمی، ملاولی پناهی و کی غضنفر مظفری با چند تفنگ چی، کی شیرخان پرندوار، ایمور کاعبدرضا طاس احمدی و... حضور داشتند.   پرندوار + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 19:35  توسط پرندوار |  نظر بدهید      کدخدایان و بزرگان بویراحمد در کاخ نیاوران + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 19:15  توسط پرندوار |  نظر بدهید       دیدار عده ای از کدخدایان بویراحمد با شاهنشاه ایران + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 19:11  توسط پرندوار |  نظر بدهید      کدخدایان ایلات بویراحمد + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 19:9  توسط پرندوار |  یک نظر   عبذلله خان و عده ای از یاران + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 19:5  توسط پرندوار |  نظر بدهید      محمد حسین خان طاهری + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 18:55  توسط پرندوار |  نظر بدهید         خسرو خان بویراحمدی                                                                                                                خسروخان بویراحمدی در آن روزگار برای عشایر استان و بویراحمد به دلیل جایگاه فکری و فرهنگ یاش نقش مثبت و سازنده ای داشت ولی سران بهبهانی امثال آقایان موسوی و سلطانی به خاطر اینکه مدعی نمایندگی مجلس بود با همکاری دربار شاه و کابینه کودتا زاهدی و عوامل محلی او را به کشتن دادند. + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 18:51  توسط پرندوار |  نظر بدهید     اسکندر خان چرامی بزرگ ایل چرام یکی از خوانین مطرح در آباد گری و عمرانی بود،مرحوم اسکندر خان در سال 1338 با خرید باغ چشمه بلقیس و وسعت دادن این به باغ شهرتی در منطقه پیدا کرد که نشان از لیاقت ایشان داشت و همچنان دارد... + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 18:33  توسط پرندوار |  نظر بدهید           ملا ولی پناهی کدخدای قائد گیوی + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 18:13  توسط پرندوار |  نظر بدهید   تو خِت و هفتصد سوار مو خم فریدون        بریزم ورشو وتو مثال بارون کی نصر بنگ ایزنه هی تامرایی               بیراحمد من کف دهست ، شیر ایزایی کی نصر و پاتاوه لک پتی که                   پنش تیر ملاکریم بی مروتی که کی نصر و پاتاوه شون دا سوار                کریم آتش وبار بیت قطار لهراس بو باتولی دی اردشیری                کی گفته و دره سرد پنجک بگیری اومیم و سی جنگ لوانه زیم                  بدبختی کور وابیم کریم نیم اورمونوم سی کی قباد نجف جا نی         جخونه چوشو زیم تا چیشه و جا نی کوی نیر مازه دراز ریش و لوا بی              بدبختی سی کی گیوی پاک شال ونا بی کوی نیر مازه دراز ریش و ر رو بی             نصر محمیلی سی جنگ کلو بی سییل امومزایه کنیت و خاکم                 نصر محمیلی کرده حلاکم تو بردی بز گرله کهری الوس مو زمه         ملا قباد تفنگ ملوسه               کی نصر بهادر تامرادی "اعجوبه بویراحمد" + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 17:49  توسط پرندوار |  یک نظر     عبدالله خان ضرغامپور و عده ای از همراهان + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 17:32  توسط پرندوار |  نظر بدهید   ملا قباد سي سختي فرزند ملا محمد قلي،فردي فرهنگي ،علاقه مند به عمران و آباداني بوده است.ايشان باني شهر سي سخت بوده و علاقه مندي وي به فرهنگ سبب شد تا از دولت وقت درخواست معلم كند و اولين كسي باشد كه مدرسه اي به سبك سنتي در منطقه ایجاد کرده باشد. + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 17:28  توسط پرندوار |  نظر بدهید       خدا کرم خان فرزند عبدالله خان ضرغامپور و کی نصر بهادر کدخدای ایل تامرادی + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 17:26  توسط پرندوار |  نظر بدهید   مختصری از تاریخچه گسترش قلمرو ایل بویراحمد سابقه بویراحمد در صفحات تاریخ ملی و محلی به قرن نه م ش برمی گردد . در اسناد و مدارک حکومت صفویه به وضوح نام بویراحمد یا بویری ب ه کار رفته است . قرائن و اسناد نشان م یدهد که بویراحمدی ها در دوران صفویه دارای سازمان ایلی بوده اند، ایل را هم خانواده کی ملک بویراحمدی رهبری م یکرد . برای مدت زمانی قدرت بویراحمدی ها در میان ایالت استان رو به کاهش داشته است، ولی دوباره در دورۀ زندیه ( 1160 ش) به اعتبار سوابق و حضور در صحنه ایلیاتی قدرت گرفت، بطوری که طبق گفته ژان گور فرانسوی در کتاب خواجه تاجدار سه هزار سوار بویراحمدی در زمان جنگ لطفعلی خان زند با آقامحمدخان در منطقه سمیرم حضور داشته اند برای مدتی لطفعل ی خان در دور ه ای که از شیراز رانده گردی د در منطقه بویراحمد تل خسرو بوده است. موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد در هرحال در دورۀ زندیه، دوباره ایل بویراحمد شکل عینی و عملی می گیرد و رسماً از طرف ابراهیم خان کلانتر وزیر زندیه به کی هادی بویراحمدی لقب هادی خان و ضابطه چهار بنیچه کهگیلویه را م یدهد. در همان زمان بویراحمد به رهبری کی هادی ایل برائی را که در منطقه بویراحمد سفلی سکونت داشت ه اند شکست داده و اولین توسعه طلبی بویراحمدی ها آغاز می شود که مورد تصدیق محققان است. پس از پیروزی، هاد یخان قلمرو برائیها را که در منطقه بویراحمد سفلی شرقی کنونی قرار داشت به قلمرو خود منضم و آن ای ل را خراجگزار خود کرد . پیروزی بویراحمدی ها موجب گسترش طوایف مستقل کوچکتری به هادی خان شد و بدین ترتیب قدرت او گسترش یافت. موفقیت بزرگ دیگری که ک یهادی (هادی خان ) در زمان ریاستش در جهت گسترش قلمرو ایل بویراحمد کسب کرد، تصرف قلمرو ایل کومر ه ای و پیوندش با بویراحمد می باشد. ایل کومر های در مناطق امروزی همچون دیل، شاه بهرام، اسپر و نیمدور، فتح، گناوه، نارکی، مارین، پیچاپ، آرند و... قرار داشته است که مورد تصدیق محققان است. در واپسین روزگار پادشاهی زندیه و درآغاز پادشاهی قاجاریه، که هادی خان پسر کی ملک بویراحمدی با کمک فتحعلی شاه قاجار والی پارس و کوه گیلویه، ضابطی ایلات چهاربنیچه: (نویی، چرامی، دشمن زیاری و بویراحمدی ) را دریافت کرد، با بهر هگیری از پشتیبانی دولت قاجار به نام گرفتن مالیات (دیوان) دولتی همراه چندین دسته سرباز و افسر به ایل کوه مره کوه گیلویه تاخت و پس از گرفتن و کشتن و تاراج روستاهای این ایل که مرکز خان نشین و کلانتری آنان در روستای (دنمو= نامو) در دامنه رشته کوههای (بورمابیان = بورمامیوم ) و کوه اخنک و ملغان جای داشته، مردم ایل را پراکنده و سپس پیوند بویراحمد گردانید. بومیان سالمند این ایل می گویند: هادی خان هفتاد تن از سران و بزرگان این ایل را در یک روز از میان برداشته و روستاهای آنان را به آتش ... بویراحمدی ها نزدیک به پنجاه و اندی سال بر موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد سرزمین کومره که از دهدشت تا خیرآباد گچساران و تا مرز ایلات باشت و چرام گسترش داشت فرمان می راندند، و هر یک از سران کومره ای در برابر بیداد و زورگویی خان بویراحمد به پا م ی خواست یا او را می کشتند، یا او را آواره و تاراج می نمودند، بدین سان توان این ایل رو به نابودی و ورشکستگی نهاد که به گذشت زمان به انگیزه این ستمکاری ها این ایل زیردست و پیوند ایل بویراحمد گردید .(مجیدی ( مردم و سرزمینهای استان کهگیلویه و بویراحمد  روابط حسنه حکومت فارس با هادی خان باعث گردید، که قدرت و شهرت بویراحمدی ها بالا گیرد و با روی کار آمدن خاندان قاجار ( 1174 ش) بویراحمدی ها و خانواده کی هادی با آنها کنار آمده اند. در آن زمان قدرتمند ترین ایل کهگیلویه نوئی بود و با دولت قاجار بر سر مالیات و کشتن سربازان در تنگ پیرزال به دلیل مسائل اخلاقی، اختلافاتی پیش آمد. رهبران بویراحمدی از این موقعیت استفاده کردند و توانستند به تدریج در شکست و انهدام ایل نوئی به کمک دولت قاجار موفق شوند . در هر حال در زمان ک ی ملک دوم بویراحمدی و فرزندانش (کی هادی، کی شاهین و کی عبدالخلیل) ایل بویراحمد شکل م یگیرد و محمدطاهرخان فرزند ک یهادی جانشین پدر می شود و در دوران زمامداری ایشان ( 1212  1174 ش) ایل بویراحمد قدرتمند می شود و محمدطاهرخان قلمرو ایلی را بین فرزندانشا ن تقسیم م ی کند . آنهایی که مادرشان طیبی بود در آرو مستقر شده و خان بویراحمد گرمسیر محسوب م ی شوند، فرزندان دیگرش که مادرشان بویراحمدی بود، تل خسرو را به عنوان مرکز خانی بویراحمد سردسیر انتخاب می کنند و بعد از این توسعه و گسترش قلمرو بویراحمد ادامه پیدا می کند که بطور خلاصه به شرح آن می پردازیم: بویراحمدی ها ابتدا توسعه طلبی قلمرو ارضی را از سرود یاسوج آغاز نموده و همزمان با شکست ایل برائی، باوی ها را که در غرب یاسوج مستقر بودند بیرون می کنند. به گفته حاجی یداله دهراب پور، غرب رودخانه مهریان که آب ریز موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد تنگ شاه حسن می باشد مربوط به باوی بود که شامل مزک، گنجه ای تا حدودی از گوشه و اطراف م یباشد. در همان زمان بخش وسیعی از منطقه سرورود تا محمودآباد مربوط به ممسنی ها بود. یکی از تیرتاجی ها از خانواده امیرها در آسیاب کردلاغری به وسیله جوانان ممسنی کتکاری و اذیت می شود، ایشان حرکت می کند و م ی رود پیش ملارشید ملاکلبی بویراحمدی، مادرش دختر محمدطاهرخان، ملارشید مشهور بود، بطوریکه به رشید حد زن معروف گردید، منزلش در چنار بود شخص کتک خورده به چنار م یرود . خطاب به ملارشید می گوید: اگر مرغ هستی خاگ بگذار و اگر خروس هستی بانگ بزن، ملارشید موضوع را از ایشان جویا شد . او بویرها را که در حدود چهارصد نفر بود جمع کرد و کل منطقه (قلمرو ممسنی ) را آتش زدند، خان ممسنی مخفی شده ولی او را کشتند و ممسنی ها پا به فرار گذاشتند و در حین کوچ دوازده هزار میش در مله کولی کش از ممسن یها غارت کردند، پس ار این حادثه تیرتاج ی ها در سرود مستقر شدند و بهترین املاک را در اختیار گرفتند . بخش اصلی از جمعیت تیرتاجی ها از جمله محمدصادقی  امیری  حاجتی  خانواده نگی ن تاجی و عسکریان اکبری  حسین زاده و باقری در اصل از بختیاری آمده اند. طبق گفتار منابع محلی اولین بار ملارشید معروف، ترکان را در تل خسرو شکست داد و پس از آن پیروزی با چهارصد نفر تفنگ چی که مجهز به تنفگ های گله سرپی (دهن پور ) بودند (این تفنگها را خانواده دلواری تنگستانی که اصلاً از لرهای استان بود می فرستاد) برای جنگ با ترکان به طرف کوه گل و مله بیژن به حرکت درآمدند، ولی وقتی آنجا رفتند خبری از ترکان نبود، زیرا از ترس فرار کردند و در خرداد و تیرماه در حوزه دال کوه دنا ملارشید با نیروهایش باقی ماند و اجازه نداد که آبادی ترکان از کوه دنا به طرف سمت برقتو آبادی آنها بیاید. به قولاً این شعرهای محلی در آن دوران سروده شد: کوه دنا راه و مبده سَرِت بِنشینُم سیل عالمی کَنم عالمی بوینم موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد بَرگ بید سرچنار چهچۀ سار بلبل نازنین و نَشمه کنارش پر از گُل گویا این شعر آخری مربوط به مادر ملارشید می باشد. پس از پیروزی و موفقیت بزرگ که بویراحمدی ها به رهبری ملارشید در مقابل ترکان کسب کردند، توانست مقداری از قلمرو بختیاری را نیز تصرف کند و کوه رنگ قبیله فلارد را حد و مرز بویراحمد و بختیاری قرار داده و پس از آن طوایف درویشی، جلالی، آقایی، سادات چاهن، زیلایی و امیرگپی و تاج امیری در قلمرو و تصرف بویراحمد در آمده است. در مله حدگه غرب دو گنبدان که در حال حاضر شهر به او رسیده است باوی و بویراحمد اختلاف داشتند ملارشید و عل یبخش و آلابخش و کی زی نالخون برفتابی که رهبری بویراحمدی ها را داشتند توانستند باویها را شکست دهند و از آن زمان به بعد به ملۀ حدگه معروف شد که بنام گربنگه شهرت دارد. شرق منطقه مل هحدگه مربوط به باویها و غرب آن مربوط به بویراحمد شد. قبرکاشاهول حاجتی بویراحمدی در مله حدگه جهت تثبیت مالکیت بویراحمد گذاشته شد، ولی باویها قبول نداشتند و سنگ او را شکستند. حضور و نام ملارشید در قلمرو بویراحمد پررنگ و بزرگان و معمرین قوم از قدرت و گسترش قلمرو به وسیله ایشان یاد می کنند. منابع محلی  برایم گفت : جوی کشاورزی میری در رود بال نازمکان توسط ملارشید ملاکلبی کشیده شد. صد نفر کاره کنه سرجوی میری ماشاا... ملارشید هرگز نمیره تل ملارشید در نزدیکی بُوای کهگیلویه معروف است و آثار قلعه اش در آنجا باقی است. نقل م یکنند در آنجا وقتی نقاره م یزدند نیروهایش فرا م ی رسید، نقاره خانی دیگری در فیلگاه دهدشت مربوط به نیروهای ملارشید ملاکلبی از تیره دش ت موری بویراحمدی وجود دارد. بویراحمدی ها پس از آنکه سررود یاسوج را تصرف کردند، دشت روم را که در ابتدا متعلق به باویها بود ولی ممسن یها آن را گرفته بودند. در زمان خانی خداکرم خان بزرگ تصرف کردند و باقیمانده آن هم در زمان کریم خان بویراحمدی ضمیمه بویراحمد گردید . طبق گفته منابع محلی سرآبتاوه تل خسرو ، موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد کمبوا، بی سردره، دهنو، تنگ سرخ، گنجگون متعلق به ترکان بود، ولی بویراحمدی ها از دوران قاجار تا اوایل دهه چهل شمسی با زور و قدرت تفنگ و چماق آنها را تصرف کردند، ولی گنگجون را در سال 1340 ش بویراحمدی ها از جمله حاج بیژن منصوری، آقا یدا... ارجمند، میرمذکور نی کنژاد، حاجی قباد کاوسی تامرادی، زریر مهرابی آق ایی، آقا خلیفه خسروی، آقا جهانگیری روزخوش، سیدرضا حسینی از فرزندان اسفندیارخان کشکولی و فجیبک خسروانی خریداری نمودند . علاوه بر آن بخش وسیعی از مراتع گورگو بلهزار کوه پهن را از جاوید ممسنی با زور تصرف کردند و بین طرفین درگیری خونی بوجود آمد و از جاوید افرادی کشته و زخمی شدند، ولی آقای جعفرابطحی به دلیل وکیل بودن و داشتن جایگاه دولتی و اعتبار محلی مسائل را حل و فصل کرد و نصف مراتع گورگو به جاویدها واگذار گردید، از سالهای 1339 به بعد در امورات دولتی و درگیریهای عشایر بویراحمد با ترکان مرحومان (حاج بیژن منصوری و آقایدال هارجمند) هدایت و رهبری امور بویراحمدیها را نزد مقامات دولتی و اصلاحات ارضی به عهده داشتند. از جمله آقای منصوری ادله آورد که نشانۀ مالکیت قلمرو بویراحمدیها در گورگو قلعه میرغلام شاه قاسمی معروف بویراحمدی است که این قلعه را در اوایل پادشاهی رضاشاه احداث کرده است . چون ترکان بگ دیلی قشقایی اداعای مالکیت م یکردند و کمی پایی نتر از قلعه میرغلام نیک نژاد مرز بویراحمد و ترکان ب گدیلی معروف به کون سرخ قرار گرفت . طبق گفته منابع محلی آقا فتح اله منصوری در دوران رضاشاه با طایفه اش وارد خاک تنگ سرخ شد و دو دانگ از خاک تن گسرخ را از اسفندیاری کشکولی خرید و بقیه که متعلق به فتح اله خان و عبدال هخان کشکولی بود در دوره اصلاحات ارضی 1341 به کشاورزان بویراحمدی واگذار شد و دو خان پول زمینهایشان را دریافت کردند و تنگ سرخ از هفت قسمت تشکیل می گردد که هر قسمت مربوط به یک فامیل است. موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد بویراحمدی ها گسترش قلمرو را از منطقه نقار هخانه و چیتاب به طرف جنوب و غرب همانند شمالی و شرق ادامه دادند. بویراحمدی ها ابتدا در منطقه دروهان بودند که به نام رو بویراحمد (رودخانه) معروف شد بویراحمدی ها تهاجم به قلمرو ایل نوئی را آغاز کردند این واقعه در زمان خان ی محمدطاهرخان بویراحمدی (وفات 1212 ش) بوده که توانستند قسمت سردسیر بویراحمد را از سرچنار، سادات امامزاد ه علی و پهنا لیلی از دست نوئیها خارج کنند، دیلگون که هم متعلق به ایل چرام بود از ترس آنجا را تخلیه و به اولاد میرزاعل یها فروختند و به تسوج رفتند، کوه ساوزر چال بایار و تنگ آبشور هم در اختیار با یاری ها بود که به تدریج عقب نشینی کردند و بویراحمدی ها جای آنها را گرفت. بویراحمدی ها چندین جنگ با نوئی ها در فاصله حدود تاریخ های 1220  1212 ش) داشته اند که از همه معروفتر جنگ پهنا لیلی می باشد که ) محمدشفیع خان معروف نوئی شکست خورد و چون محمدطاهرخان بویراحمدی را حاکم دهدشت در زمان پادشاهی فتحعلی شاه کور کرده بود، شعری که بیان کننده فتوحات بویراحمدی ها م یباشد از طرف خداکر م خان بزرگ فرزند محمدطاهرخان سروده شد . خدابنه گرواخوش کارش یدک محشفی کوری سوارش فتوحات بویراحمدی ها علیه ایل نوئی به طرف تنگ پیرزال سرفاریاب، دهدشت، پلی (مرکز خان نوئی) در زمان خانی خداکرم خان بزرگ ادامه پیدا کرد و در نهایت بویراحمد ایل نوئی را شکست داد و در آخرین جنگ در خیرآباد بین نوئیها و بویراحمدیها در تاریخ 1220 ش انجام گرفت. با تاکتیک کی زین الخون برفتابی که نوئیها را فریب داد. شکست نهایی را متحمل شدند و در نهایت خداکرم خان ضرغام آباد فعلی را مرکز خانی قرار داد و از طریق خیرآباد، لشتر و تا منطقه آرو و اسپرو دیل ادامه پیدا کرد. مرکز خان نشین فرزندان محمدطاهرخان که مادرشان طی بی بود آرو قرار موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد گرفت و فرزندان دیگرش که مادرشان بویراحمدی بود ت ل خسرو را قرار دادند . این تقسیم بندی در زمان خود محمدطاهرخان و با ابتکار و پیش بینی انجام گرفت. ایل بویراحمد به عنوان ایل پیروز استان ظاهر شد و با کمک ایل دشمن زیاری طیبی ها و بهمئی ها را هم شکست داد و قدرت ایل بویراحمد تثبیت گردید . خداکرم خان چرام را تصرف کرد و تلگرد را مرکز خان نشین قرار داد، کریم خان بویراحمدی معروف به بهادر السلطنه در زمان تسلط بر چرام قلعه کره مرکز خان نشینی ایشان بود. گسترش قلمرو ایل بویراحمد ادامه پیدا کرد. آقا وقایدگیوی ها مکان اولیه آنها در بلوط کارون و مرد خدا در حومه دلی خمسیر غرب دشت روم واقع بود، آقائ ی ها در ابتدا تابع کی گیوی ها ولی یک مجموعه به حساب م ی آمدند اما در نهایت آقائی ها استقلال طلبی را آغاز کردند و سرانجام به رهبری آقاکر ماله بابکانی در دشتک مله کل بابکان سنگربندی و استقلال پیدا کردند، آقای یها در هر منطقه ای که مستفر شدند به آن نام معروف شدند. بابکان که امروز سهم بابکانی ها می باشد مربوط به طایفه طاباسی بود و خودشان هم بابکانی و یک مجموعه به حساب می آیند. ضامنی نام یکی از بزرگان طاباسی بود که صاحب تنگ کی ضامنی بود. بویراحمدی ها فتوحات را تا زیر بهبهان و گچساران  در اطراف پشتکوه باوی ادامه دادند، که معمولا قشلاق ایل بویراحمد محسوب م ی شود و از طرف دیگر بویراحمدی ها طایفه جلیل در زمان قاجاریه وارد پشت کوه رستم ممسنی شدند و به دنبال آنها بابکانی هم مناطقی از پشت کوه را به تصرف در آوردند که در آن زمان بخش کوچکی از آن مناطق در اختیار طایفه چوگی رستم بود که به وسیلۀ خانعلی خان رستم تارومار شدند و تا شیراز هم رفت هاند بخش دیگری از مناطق پشت کوه مربوط به طایفه انصار امیرایوب و دشتی ها و میدگونی های رستم بود که به تصرف جلیل و بابکانی های بویراحمدی در آمده است . بویراحمدی ها قسمت آقایی ها و ترکان موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد آبشوری که همگی بابکانی هستند منطقه سراسخونه، پیچاب، اشکفت شاه، خون یخش و... را در زمان پادشاهی رضاشاه تصرف کردند . سراسخونه که آثار باغهایش الان موجود است، مربوط به گشتاسبی های  چرام بود این طایفه در زمانی که بختیاری ها حکومت کهگیلویه را داشتند غارت و تارومار شدند. بقیه خاکها همانند پیچاپ و غیره متعلق به ایل باوی و خانواده کاعلی سینا مشهور بود که به وسیلۀ بابکانیها تصرف شدند و با هم خویشاوندی کردند و تفاهم برقرار شد . البته باید اذعان کرد که بخشی از خاکهای تصرف شده توسط بویراحمدی ها بلاصاحب بود. تعریف می کنند حاجی آقا، روحانی مقدس سادات امازاده علی دورۀ رضاشاه، به جلی ل ها گفته بود، چون این سرزمین های بلاصاحب مربوط به امام زمان (ع) است می توانم به شما قباله مالکیت بدهم. در مواردی خان ایل بویراحمد با همسایگان (دشمن زیاری 1315 ه ق) قرارداد مرزی بسته اند که به شرح ذیل است: قلمی نمود، چون سالهای متمادی بود که فیمابین طوایف بویراحمد و دشمن زیاری نسبت به طلایه و حدود و ثغور کلانتری خودشان از اراضی و خاک آوریز (آبریز ) و زیرنا دائماً دعوی و منازعه داشتند، در این موقع که زمام امور کلانتری و بیگلربیگی کهگیلویه و توابع به این جانب ولیخان بویراحمدی مفوض و محول گردید، جهت رفع انقلاب و آشوب ابدی با حضور کدخدایان بویراحمد و دشم ن زیاری بطریق مرقوم مقرر داشتند که از تاریخ صدور رأی، پیمان ششدانگ اراضی آوریز و زیرنا با چنگ و کردی که سابقاً تاکنون نزد عموم بویراحمدی و دشمن زیاری معین و معلوم است تحت تصرف و کلانتری آقای نصیرخان دشم نزیاری بوده باشد و از این ب ه بعد هیچیک از خوانین بویراحمد نسلاً بعد نسل حق تخلف، تجاوز و مداخله در اراضی مرقومه را نداشته و ندارند، متخلصین و غاصبین در تصرف و مداخله اراضی معینه در این ورقه معلون (ملعون) و مغبون دارین است. موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد اقرار متن ورقه نسبت به اراضی مرقومه قبول دارم، صحیح است . ولیخان بویراحمدی، کدخدایان بویراحمد، محمدعلی تامرادی، سهراب اولاد میرزاعلی، علیخان اولاد میرزا علی، صیدان نرمابی، ظفرقاید گیوی، محمد زکی طاس احمدی، محمدخان ابوالفتح و بهرام زنگوائی، علی اکبر موسوی و محمد موسوی. البته خوانین دشمن زیاری در سالهای قدر تگیری عبدالله خان، با یک مشورت ایلی نیمی از قلمرو خود را رسماً طی سندی به عبدا... خان دادند، تا در مقابل پیش آمدها از آنها حمایت نمایند، ولی به علت اختلافات عبدا.. خان و خسروخان و جنگ بین آنها عملی نشد. ولی در سال 1334 ش، دو خان دشم نزیاری(حیات خان رستم و اسفندیار جمشیدی) حدود 150 خیش زمین از منطقه راک و کوشک و دشت مازه را ضمن سندی به همراه دو ر اس اسب به عبدا ... خان پیشکش کردند ولی پس از اجرای اصلاحات اراضی این زمینها بین زارعان عشایری تقسیم گشت. 12 پس از تقسیم بندی اولیه محمدطاهرخان، در مورد فرزندانش که آرو را نشیمن خانهای مادر طیبی قرار داد و ت لخسرو را مرکز خانی فرزندان بویراحمدی قرار داده بود. دیگر تقسیم بندی وجود نداشت، تا اینکه کری مخان بویراحمدی ( 1287 ش) کشته شد، شکراله خان ضرغامپورخان قدرتمندی می شود و این وضعیت قابل قبول نبود، چون شکرا... خان بیشتر خان تیره دش ت موری محسوب م ی گردید . آقاقایدگیوی ها و دشت موری ها شدیداً به جان هم افتاده و به قلمرو همدیگر حمله می کردند و خو ن ها زیادی ریخته شد. در نهایت خوانین و بزرگان بختیاری که خویشاوندان خوانین بویراحمد بویژه کری مخان بهادرالسلطنه بودند و در قدرت مرکزی و حکومت هم سهیم بودند، قلمرو بویراحمد را بین نوادگان خداکرم خان بزرگ تقسیم کردند، زیرا علاوه بر قتل کریمخان و هاد یخان که به دست طرفین کشته شد. بر سر قلمرو و گرفتن مالیات و بهره مالکانه اختلاف داشتند، در نهایت نصیرخان سردار جنگ بختیاری با هیئت همراه توانستند حدود تقریبی مورد توافق طرفین را که به صورت شرقی، غربی تقسیم موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد می گردید کسب کنند، این تواف قنامه در روایات محلی به بهر (سردار جنگلی) معروف است و تاریخ این قرارداد سال ( 1293 ش) می باشد که مفاد آن به شرح ذیل است: از نیم کوه خائیز، فیلگاه، پوزۀ کوه بُرد، دَرهُ خرمیز، کلایه تنگ پیرزاد، سرفاریاب، جوخانه، سادات، ملۀ می، دیلگان، چال کلا، نره گندم کش، صالحان کهنه، نقاره خانه، شرق رودخانه کریک تا بزند به کوه پایین کوخدان ، قسمت شرقی مناطق فوق الذکر، سهم اولاد کریم خان بویراحمدی، قسمت جنوبی سهم اولاد هاد ی خان، نرمان یعنی شکراله خان و برادرانش، که به ترتیب بویراحمد علیا یعنی سررود و بویراحمد سفلی یعنی دمرود در اختیار دو خانواده فوق قرار گرفت. در این تقسیم بندی تیره و طوایف هم مجاز بودند، بدون تهدید و زور در مناطق خودشان زندگی کنند و در اصطلاح محلی به دورۀ دو خانی سرتی پخانی و شکرال هخانی مشهور است که خدا می داند این سیاست و این تفکر دوخانی چه خون های بیگناه را بر زمین ریخت، با وجودی که طبق قرارداد فوق، جابجایی طوایف نباید انجام م یگرفت، ولی به دستور شکراله خان، طایفه تیرتاجی را به بویراحمد سفلی با زور کوچ دادند طایفه تیرتاجی که همه تعلقات قومی و تاریخی آنها در بویراحمدعلیا بود و بهترین املاک سررود یاسوج را در اختیار داشتند از چنین وضعیتی راضی نبودند، سرانجام با هماهنگی سایر طوایف بویراحمد، تیرتاجی ها پس از سه ماه به مناطق خودشان بازگشتند و هیچگاه چنین جریانی، دیگر در مورد سایر طوایف صورت نگرفت. کریم خان بویراحمدی با وجودیکه در ابتدا از حمایت خوانین بویراحمدی آروئی برخوردار بود، ولی بعداً به دشمنی و مخالفت برخاست و چند بار قلمرو آنها را غارت کرد و قصد داشت که آن مناطق را تحت سلطه ایلخانی خودش در بیاورد و چند جنگ بوجود آمد، از جمله یکی از این جنگ ها در تسوج چرام صورت گرفت در یکی از سنگرها ملاحداد برفتویی (پهلوانی نامی) استقامت می کرد و حاضر نشد تسلیم و بخت به او بدهند. کریم خان گفت هر کس این سنگر را گرفت به او موانع تاریخی توسعه یافتگی در استان کهگیلویه و بویراحمد جایزه می دهم، میرزا محمدرضا ساداتی و کاآلا قایدگیوی داوطلب شدند که سنگر را بگیرند جنگ شب ادامه پیدا کرد. نه تیر به میرزا محمدرضا اصابت کرد ولی س طحی بود و در نهایت کاآلا سنگر را گرفت و ملاحداد و فرزندش کشته شدند در حال حاضر در سرکورته تسوج سنگر ملاحداد کشته معروف است... پرندوار + نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 16:42  توسط پرندوار |  نظر بدهید   صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ   درباره وبلاگ   پیوندهای روزانه تاریخ بویراحمد تاریخ بویراحمد آرشیو پیوندهای روزانه   نوشته های پیشین آبان 1391      RSS POWERED BY BLOGFA.COM